على اصغر ظهيرى
86
قصص الحسين (ع) (فارسى)
در حالى كه پيشانى خود را به خون امام عليه السل نمودهبود . از امام باقر عليه السل روايت شده است كه فرمود : مركب امام عليه السل فرياد مىزد : الظَّليمةُ الظَّليمَةُ مِنْ امَّةٍ قَتَلَتْ ابنَ بنت نَبِيِّها واى از ستم امتى كه فرزند دختر پيامبر خود را كشتند . « 1 » در زيارت ناحيه آمده است : و چون بانوان حرم اسب تو را به آن شكل و بدون سوار با زين واژگون و يال كه از خون ديدند ، از خيمهها بيرون دويده در حالى كه موهاى خود را پريشان و بر صورت خود سيلى مىزدند و نقاب از چهر مىافكندند و به صداى بلند شيون مىكردند و بسوى قتلگاه مىشتافتند ، در همان حال شمر ملعون بر سينهء مباركت نشسته و محاسن شريفت را در يك دست گرفته و با دست ديگر سر از بدنت جدا مىكرد . « 2 » آتش به خيام پس از حادثه عظيم شهادت امام حسين عليه السل ، دستور دادند تا خيام امام را آتش بزنند . پس ظالمى فرياد زد : « احْرِقُوا بُيوت الظَّالِمينَ » سراپرده ظالمين را آتش بزنيد ! ! پس خيام را آتش زدند ، در حالى كه زنان و دختران و كودكان امام
--> ( 1 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 283 . ( 2 ) - زيارت ناحيهء مقدسه .